تذکار خمیرۀ ازلی در مثنوی معنوی

نویسندگانسمیه اسدی
نشریهپژوهش های ادبی - فلسفی
كد DOI/DOR10.22080/lpr.2026.31810.1208
ارائه به نام دانشگاهبله
نوع مقالهFull Paper
تاریخ انتشار۱۴۰۵/۰۶/۱۸
رتبه نشریهعلمی - پژوهشی
نوع نشریهالکترونیکی
کشور محل چاپایران
کلید واژه هاخمیرۀ ازلی سنت آغازین مثنوی معنوی سهروردی رنه گنون معرفت شهودی

چکیده مقاله

«خمیرۀ ازلی» در اندیشۀ سهروردی، حقیقتی قدسی و فرازمانی است که منشأ و استمرار حکمت الهی را تبیین می‌کند. رنه گنون نیز این حقیقت را در قالب نظریۀ «سنت آغازین» صورت‌بندی می‌کند و محتوای معرفتی آن را معرفت مابعدالطبیعی می‌داند؛ معرفتی که به اصول کلی و نامتناهی وجود تعلق دارد و تنها از راه شهود و معرفت حضوری حاصل می‌شود. هر دو متفکر، تجلیات این اصل را در مؤلفه‌هایی چون معرفت مابعدالطبیعی، سرشت الهی انسان، تمایز عقلِ عقل از عقل جزئی، معرفت شهودی، رمز چشم دل و نور جان، جایگاه اولیا، تحقق معنوی و زبان رمز و تمثیل بازمی‌شناسند. مسئلۀ پژوهش حاضر آن است که آیا این مؤلفه‌ها در مثنوی معنوی نیز حضوری ساختاری دارند. پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکردی هرمنوتیکی ـ تطبیقی، این مؤلفه‌ها را در مثنوی بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که مولانا، در چارچوب سنت قرآنی و عرفانیِ خویش، آن‌ها را در قالبی مستقل بازمی‌آفریند. یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که نسبت میان مثنوی و چارچوب مفهومی سهروردی و گنون، نه از سنخ تأثیرپذیری تاریخی، بلکه از نوع تناظر ساختاری و پدیدارشناختی است؛ ازاین‌رو، خمیرۀ ازلی می‌تواند به‌منزله چارچوبی تفسیری برای بازخوانی ساختار معرفتی و جهان‌بینی رمزی مثنوی به کار گرفته شود.

لینک ثابت مقاله